مهارت های سخنرانی و سخنوری 1
این مبحث را همه کسانی که شغل و شرایطشان ایجاب می کند در میان جمعیت های بالای 10 نفر صحبت کنند بخوانند.
از روزی که انسان به نیروی اعجاب انگیز کلام پی برد همیشه مایل بوده بتواند در میان جمع به خوبی صحبت کند و با قدرت و جادوی کلام دیگران را تحت تاثیر قرار دهد اما موانع زیادی وجود دارد که خیلی ها را از اشتهای صحبت کردن برای دیگران می اندازد.
لطفا به دو مورد زیر توجه کنید:
1- گاهی موقعیتی پیش می آید که باید در جمعی صحبت کنید اگر تجربه ندارید احتمالا دچار مشکلات زیادی می شوید.
صحنه زیر را مجسم کنید:
هر چقدر به ساعت سخنرانی نزدیک تر می شوید استرس بیشتری پیدا می کنید با دیدن جمعیت قلبتان به شدت می تپد، لرزش در ساق پای خود احساس می کنید. گلویتان بشدت خشک می شود و احتمالا مثل لبو قرمز شده اید.
روبروی جمع هستید و چاره ای جز شروع کردن ندارید، صدایتان در نمی آید، کلمات بریده بریده و کلی تپق محصول سخنرانی شماست. با زجر تمام و به هر شکلی که شده نطق خود را تمام می کنید.
وقتی از تریبون دور می شوید احساس می کنید تریلی از روی شما عبور کرده است. شاید تصمیم بگیرید که این اولین و آخرین سخنرانی باشد.
عقب نشینی نکنید مطمئن باشید همه سخنرانان بزرگ نیز از این مرحله عبور کرده اند.
2- شاید شما در بین دسته اول نباشید و بارها در بین جمع های متفاوت صحبت کرده باشید.
با این حال صحنه زیر را تجسم کنید:
خمیازه های مستمعین، پچ پچ کردن ها، لبخندهای تمسخر آمیز معمولا صحنه های آشنایی برای یک سخنران هستند. اما این موارد هم بخشی از دردسرهای یک سخنران است: نداشتن متن، کمبود وقت و سر و کله زدن با شنونده ای دردسر آفرین که مدام سوال های بی ربط می پرسد. نمی توانید رفتار شخصی را که سوال پشت سوال می پرسد و کلا شما را از بحث اصلی دور می کند ندیده بگیرید، گاها در برابر چنین شنونده ای احساس ضعف می کنید و در لاک دفاعی فرو می روید مدام برای سوال های بی سر و ته جواب می تراشید اما طرف دست بردار نیست بالاخره از کوره در می روید و با عصبانیت میخش را می کوبید اما هم از دست آن فرد شاکی هستید و هم خودتان.
آیا دیگر سخنرانی نمی کنید؟
بعید است! قطعا آبدیده تر از آنی هستید که عقب نشینی کنید.
مواردی از این قبیل برای تمامی کسانی که با جمع سر و کار دارند پیش می آید اما به همان میزانی که مشکلات هست راه چاره هم وجود دارد...
ادامه دارد