آن دهقانی خوب حاصل بر می گیرد که بذر جان خود را خوب پرورش داد،از رنج کود و از عشق آب و آنرا به برگ و بار نشاند
دوستان عزیز م سلام.امروز، نه، بهتراست بگویم امشب می خواهم به 2 نکته اشاره کنم.
اول:بطور معمول ملاحظه می کنم که هر روز بیش از 50 نفر از وبلاگ دیدن می کنند اما دریغ از بیش از 2 یا حداکثر 3 پیام یا نظر!!!
خیلی برایم جای تعجب است.یعنی نوشتن و تسهیم در احساس و تشریک در خاطرات برای دوستان من تا این حد بی اهمیت وپیش پا افتاده است؟اما گویا هست و سئوال بی موردی را تکرار کرده ام.به دو دلیل .یکی اینکه بی علاقگی به مشارکت در این وب و دیگری شبهای روشن....این در حالی است که حقیر بعنوان عضو کوچکی از این وبلاگ ترجیحم این است که حداقل روزی دوبار به ان سر بزنم و نظر دوستان یارم را ببینم.ولی گویا رفقای نیمه راه در این راه کم نیستند.بگذریم.
دوم:پس از این سعیم بر آن است تا مطالبی را که در قالب پیامهای الکترونیکی از سوی یاران و دوستان گرامیم به دستم می رسد و به لحاظ محتوا برایم جذاب و ماندنی و خواندنی است برای شما نیز در این صفحه مهیا کنم ،چرا که احساسم این است که شاید شما نیز به اندازه خود من از آن بهره می برید.که اگر غیر از این باشد با تذکر شما اصلاح خواهد شد.
به هر حال درد و دلی بود دوستانه بر من خرده نگیرید.
مرا کسی نساخت، خدا ساخت؛ نه آنچنان که «کسی می خواست» ، که من کسی نداشتم، کسم خدا بود،کس بی کسان.
او بود که مرا ساخت، آنچنان که خودش خواست، نه از من پرسید و نه از آن «منِ دیگر»م. من یک گِلِ بی صاحب بودم. مرا از روح خود در آن دمید و ، بر روی خاک و در زیر آفتاب ، تنها رهایم کرد. «مرا به خودم واگذاشت» عاق آسمان! کسی هم مرا دوست نداشت؛ به فکر نبود. وقتی داشتند مرا می آفریدند، می سرشتند، کسی آن گوشه خداخدا نمی کرد.
همواره بیمناکم در این فرصت اندک و عزیز حیات ، لحظه ای را به ستایش کسانی بپردازم که در ترجیح عظمت ، عصیان و تفکر بر لذت و آسایش و آرامش اندکی تردید داشته اند.
دکتر علی شریعتی
میخواهم آب شوم در گستره افق ، آنجا که دریا پایان میگیرد و آسمان آغاز میشود.
برداشتی آزاد از اشعار مارگوت بیگل
باد می وزد
طوفان در می رسد
شبنم و برگها یخ زده اند
آرزوهای من نیز
مارگوت بیگل ( شاعر آلمانی )
روزگار غریبیست نازنین
آن کس که شباهنگام به در می کوبد
به کشتن چراغ آمده است
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
احمد شاملو
جا دارد در اینجا از آقای علیرضا هوشمند تشکر کافی و وافی را داشته باشم چون کمک بزرگی به من کرد تا کیف گم شده ام که نه کیف دزدیده شده ام را پیدا کنم.
این مطلب را برای این نوشتم که بدونید آخر اون داستان پر استرس و پر التهاب من به کجا ختم شد و کیفم را تونستم پیدا کنم.
دوستان عزیزم.سلام.روز قلم بر شما مبارک.به همین بهانه خواستم یکی از اهالی قلم راکه احترام زیادی بزایش قائلم برایتان معرفی کنم.
سیمین دانشور همسر...
|
دانشور در سال ???? شمسی در شیراز متولد شد. او فرزند محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را مدرسه? انگلیسی مهرآیین انجام داد و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامه? تحصیل در رشته? ادبیات فارسی به دانشکده? ادبیات دانشگاه تهران رفت. وی نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفهای در زبان فارسی داستان نوشت. مهمترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ?? زبان ترجمه شده است و از جمله پرفروشترین آثار ادبیات داستانی در ایران محسوب میشود. دانشور همچنین عضو و نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران بود.
دانشور، پس از مرگ پدرش در ???? شمسی، شروع به مقالهنویسی برای رادیو تهران و روزنامه? ایران کرد، با نام مستعار شیرازی بینام.
در ???? مجموعه? داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد که اولین مجموعه? داستانی است که به قلم زنی ایرانی چاپ شدهاست. مشوق دانشور در داستاننویسی فاطمه سیاح، استاد راهنمای وی، و صادق هدایت بودند. در همین سال با جلال آلاحمد، که بعداً همسر وی شد، آشنا شد.
در ???? با مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. عنوان رساله? وی «علمالجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم» بود (با راهنمایی سیاح و بدیعالزمان فروزانفر).
دکتر سیمین دانشور به سال ???? زمانی که در اتوبوس نشسته بود تا راهی شیراز شود با جلال آلاحمد نویسنده و روشنفکر ایرانی آشنا شد در همین سال با آلاحمد ازدواج کرد. دانشور در ???? با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا دو سال در رشته? زیباییشناسی تحصیل کرد. وی در این دانشگاه نزد والاس استنگر داستاننویسی و نزد فیل پریک نمایشنامهنویسی آموخت. در این مدت دو داستان کوتاه که دانشور که به زبان انگلیسی نوشته بود در ایالات متحده چاپ شد.
پس از برگشتن به ایران، دکتر دانشور در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا این که در سال ???? استاد دانشگاه تهران در رشته? باستانشناسی و تاریخ هنر شد. اندکی پیش از مرگ آلاحمد در ????، رمان سَووشون را منتشر کرد، که از جمله? پرفروشترین رمانهای معاصر است. در ???? از دانشگاه تهران بازنشسته شد.
کتابها
اولین آثار منتشرشده? دانشور عبارتاند از مجموعههای داستان کوتاه آتش خاموش (اردیبهشت ????) و شهری چون بهشت (دی ????) و نیز ترجمه? آثاری از برنارد شاو (سرباز شکلاتی، ????)، آنتوان چخوف (دشمنان، ????)، آلن پیتون (بنال وطن)، ناتانیل هاثورن (داغ ننگ) و دیگران.
معروفترین اثر دانشور، رمان سَووشون (انتشارات خوارزمی، تیر ????) است که مدت کوتاهی پیش از مرگ نابهنگام جلال آل احمد، همسر دانشور، منتشر شد. درباره? این رمان نقدهای بسیار معدودی منتشر شدهاست (گلشیری، ص ?). این رمان به وقایع پس از پادشاهی محمدرضا شاه میپردازد، و ماجراهای آن در نیمه? اول سال ???? در شیراز اتفاق میافتند، ولی به گفته? خود دانشور به شکلی رمزی به سقوط دولت مصدق در مرداد ???? نیز اشاره میکند (گلشیری، ص ???).
از آثار دیگر وی میتوان به چهل طوطی (با جلال آلاحمد)، به کی سلام کنم؟ (خوارزمی، خرداد ????)، و ترجمه? ماه عسل آفتابی (????) اشاره کرد. وی چند اثر غیرداستانی نیز دارد، از جمله غروب جلال (انتشارات رواق، ????)، شاهکارهای فرش ایران، راهنمای صنایع ایران، ذن بودیسم، و مقالاتی با عنوان «مبانی استتیک» در روزنامه? مهرگان.
مهمترین آثار دانشور پس از انقلاب ایران رمانهای جزیره? سرگردانی (خوارزمی، ????) و ساربان سرگردان هستند که به وقایعی که به این انقلاب منجر شد و اتفاقات بعد از آن میپردازن |
قلم در دست می گیرم تا آشنا کنم، آزاد کنم، آباد کنم، حتی اگر شد آرام کنم. به راستی که قلم از برای ساختن است نه سوختن.
روز قلم بر دوستدارانش خجسته باد
سیزده خط برای زندگی
دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.
هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود
اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.
هرگز لبخند را ترک نکن، حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.
تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.
هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.
شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گزار باشی.
به چیزی که گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.
همیشه افرادی هستند که تو را میآزارند، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده، دوباره اعتماد نکنی.
خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را میشناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.
زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق میافتد که انتظارش را نداری.
گابریل گارسیا مارکز
صد درود و سلام بر شما.
روز قلم بر شما علم آموختگان گرامی باد.

روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشتههاست و به کارهای آنها نگاه میکند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامههایی را که توسط پیکها از زمین میرسند، باز میکنند، و آنها را داخل جعبه میگذارند. مرد از فرشتهای پرسید، شما چکار میکنید؟!
فرشته در حالی که داشت نامهای را باز میکرد، گفت: این جا بخش دریافت است وما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل میگیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت میگذارند و آنها را توسط پیکهایی به زمین میفرستند.
مرد پرسید: شماها چکار میکنید؟! یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمتهای خداوندی را برای بندگان میفرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشتهای بیکار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟! فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده ، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی جواب میدهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه میتوانند جواب بفرستند؟! فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند *خدایا شکر*
در آغاز هیچ نبود؛کلمه بود و آن کلمه خدا بود
به رنگ خون باید نوشت؛
روز قلم -روز نمادین به در آوردن قلم از اسارت قلمدان و رها کردن آن در عرصه آزاد کلام- گرامی باد
به پاسداشت کتاب؛ آخرین هدیه ی الهی به بشر
گزیده ی فصل؛ اسراییل و محیط امنیتی جدید عراق؛ اهداف و رویکردها
موقعیت استراتژیکی اسراییل در منطقه به این شکل است: دریای سیاه در شمال، اسیای مرکزی و قفقاز و دریای خزر در شرق، خلیج عدن در جنوب و تنگه جبل الطارق در غرب.
سقوط عراق فرصتی برای هدف نهایی یعنی طرح اسراییل بزرگ است. برخی از آنان خواهان اسراییلی از ساحل مدیترانه تا رود اردن و رادیکال های صهیونیسم خواهان اسراییلی از رود نیل تا فرات هستند.
آغاز این طرح با تلاش برای بازگردانی یهودیان به عراق و خریداری املاک و مستقلات برای آنان آغاز شده است.
اسراییل هنوز هم با وجود سقوط صدام به خاورمیانه نگاهی تهدید آمیز دارد و دسترسی کشورهای منطقه به تسهیلات نامتعارف را خطری برای خود می داند.
در هر صورت از نقطه نظر جغرافیایی جایگاه این کشور در خاورمیانه انکار ناپذیر بوده و هست، اما وجود برخی مشکلات ناشی از منزوی بودن اسراییل در درون سیستم خاورمیانه، پیوندهای اقتصادی آن با اروپا و ایالات متحده و جهت گیری فرهنگی غربی، تعریف جایگاه و نقش اسراییل در خاورمیانه را تاحدی با مشکل مواجه کرده است اما آنچه مسلم است اینکه نقش اسراییل در تحولات منطقه خاورمیانه غیر قابل انکار است.
این انزوا باعث شد اسراییل از سال 1948 به سمت کشورهای غیر عربی چون ترکیه و ایران، کشورهایی با هویت مسیحی چون اتیوپی و لبنان و اقلیت های قومی مانند اکراد و ارامنه کشیده شود. حتی در 1956 برای جلوگیری از جنبش جمال عبدالناصر برای ایجاد اتحادیه عرب نبرد سوئز را به راه انداخت.
بعد از انقلاب اسلامی ایران و از دست دادن حمایت ایران، حمایت شدید ایالات متحده از اسراییل آغاز شد.
اما به طور کلی دو دیدگاه در مورد آینده اسراییل در منطقه وجود دارد:
1- تبدیل قدرت نظامی به قدرت سیاسی و اقتصادی.
2- تبدیل شدن به محوری در سیستمی از شبکه های اقتصادی، دفاعی و ارتباطی بین خاورمیانه و غرب.
اما هیچگاه اسراییل نمی تواند با منطقه تشابه فرهنگی و ایدئولوژیکی پیدا کند و در هر صورت به عنوان بخشی از غرب نگریسته می شود.
خاورمیانه جدید؛ از نگاه شیمون پرز
اندیشه خاورمیانه جدید در سال 1992 توسط پرز مطرح و در 1993 در کتابی تحت همین عنوان منتشر شد و وی اهداف اسراییل را در خاورمیانه به این شرح عنوان کرد:
1- ایجاد همزیستی مسالمت آمیز با اعراب همسایه جهت حفظ امنیت خود.
2- توجه به روابط اقتصادی بیش از مناسبات سیاسی.
نگاه اسراییل به عراق
بعد از اشغال عراق رهبران اسراییل اولین گام در نفوذ به بدنه سیاسی، اجتماعی واقتصادی خاورمیانه را عراق دانستند. حتی به فتوای خاخام نحیماها هوری " عراق بخشی از اسراییل بزرگ" خوانده شد.
اندکی بعد از آغاز جنگ عراق، رهبران مذهبی یهود از سربازان این کشور (حدود 2 هزار نفر نیرو) خواستند، هر گاه در عراق چادر یا ساختمانی بنا می کنند نماز به جای آورند زیرا این منطقه در مقابل اسراییل قرار دارد.
بخصوص نفت عراق مهمترین انگیزه برای آنان بود. عراق با 212 میلیارد بشکه ذخیره نفتی بی شک گام بلندی در جهت این آرمان بود. در پی این هدف دوباره برای راه اندازی خط لوله نفتی موصل-حیفا که بعد از اشغال فلسطین توسط صهیونیسم قطع شده بود اقدام شد.
بر همین اساس از گذشته این کشور تلاش های بسیاری در راستای برقرار رابطه با اکراد عراق کرده است. در همین رابطه چند دیدگاه وجود دارد:
1- گروهی معتقدند روابط دو طرف تا زمانی که به تحقق آرمان های قوم کرد بیانجامد هیچ مشکلی نخواهد داشت.
2- گروهی معتقدند زمانی که اعراب، اسراییل را به رسمیت می شناسند، اکراد کاسه داغ تر از آش نمی شوند.
3- برخی معتقد به بزرگ نمایی این رابطه از سوی ترکیه هستند. با این هدف که بتواند با دامن زدن به این موضوع فشار بیشتری بر اکراد وارد کند.
4- گروهی معتقدند این مسئله در راستای طرح مخفیانه موساد برای نفوذ در مناطق مختلف خاورمیانه صورت می گیرد.
5- برخی نیز این رابطه را خیانتی از سوی اکراد و کردستان عراق را اسراییل دوم می نامند.
6- برخی معتقدند صرف وجود رابطه میان چند کشور عربی با اسراییل نمی تواند توجیهی برای کردها در ایجاد رابطه با رژیم تل آویو باشد. کردها اصلا کشور مستقلی نیستند تا حق تعیین خط مشی سیاسی مستقل داشته باشند.
7- برخی معتقدند که مسئولیت این موضوع برگردن رهبران کرد است و نه ملت آن و اگر روابط آمریکا با کشورهای منطقه بهبود یابد، رهبران کرد باید تاوان سنگینی بپردازند.
8- عده ای دیگر علت آن را سیاست کهنه اسراییل در قبال اقلیت های قومی و دینی در جهان عرب جستجو می کنند و هدف از آن را ایجاد اختلاف در کشورهای عربی و تضعیف آنان می دانند.
در این راستا اسراییل از شورش های دهه های 60 و 70 کردها علیه حکومت عراق حمایت کرد. البته دو دهه بعد اکراد توسط صدام با سلاح شیمیایی و حمله هوایی سرکوب شدند. از 1984 قیام حزب کارگران کردستان برای جدایی از ترکیه آغاز شد که به شدت سرکوب شد و عبدالله اوجلان رهبر حزب دستگیر شد. در این دستگیری موساد نقش اساسی داشت زیرا در این زمان در اثر پیمان 1996 میان ترکیه و اسراییل روابط دو کشور در سطحی عالی بود.
ایران، ترکیه و اسراییل سه کشور اصلی غیر عرب منطقه هیچگاه از سوی اعراب محرم شناخته نشدند. پس جذب اسراییل و ترکیه به یکدیگر بی دلیل نیست.
به دلیل همکاری موساد و ترکیه در امر سرکوبی اکراد، آنان نیز جذب کشورهای عربی شدند و پایگاهی در جنوب لبنان ایجاد کردند.
روابط ترکیه و اسراییل در زمان نخست وزیری بولنت اجویت رو به افزایش بود و بعد از بحران عراق کاهش یافت.
تلاش اسراییل برای ایجاد کردستان مستقل موجبات اعتراض ترکیه را فراهم ساخت. طرح فدرالیسم عراق –به شدت برای ترکیه تهدید آمیز بود و می توانست امنیت و یکپارچگی ترکیه را مورد تهدید قرار دهد.
از طرفی اسراییل طراح اصلی جنگ در خاورمیانه با نفوذ در شمال عراق و خریداری زمین و بر پا کردن جایگاه جاسوسی ابتکار عمل را به دست گرفت. حضور اسراییل در شمال عراق از همان سال اول اشغال عراق و حتی زودتر از آن وجود داشت. گرچه اسراییل شریک استراتژیک ترکیه بود اما با بروز تحولات اخیر از اهمیت پیمان کاسته شد و حفظ امنیت اسراییل با استقرار در شمال عراق و کنترل مرزهای ایران وسوریه بدون نیاز به ترکیه میسر شد.
حتی پایگاه اینترنتی روزنامه الجزیره چاپ عربستان سعودی 10 مرداد سال 1384 اعلام کرد که اسراییل در پشت پرده خرید زمین های جنوب شرقی ترکیه از سوی یهودیان ترک قرار دارد.
نگاه امنیتی اسراییل به عراق
اسراییل مایل بود تغییرات منحصر به عراق نباشد و طرحی مانند دومینو با کمک جریان محافظه کاران جدید در کاخ سفید صورت پذیرد تا به موارد ذیل دست یابد:
1- تغییرات عراق به شرط ایجاد پیمان بغداد جدید بهره برداری شود.
2- تقویت جایگاه اسراییل در استراتژی آمریکا در خاورمیانه به عنوان یک هم پیمان مورد اعتماد واشنگتن؛ همچنان که تجربه جنگ آن را ثابت کرد.
3- فشار بر آمریکا برای تغییر ساختار خاورمیانه، به گونه ای که تغییرات در مورد تعداد بیشتری از رژیم های عربی منطقه اعمال شود تا اسراییل از رژیم های دشمن خلاص شود و آمریکا اهتمام و توجه بیشتری به فرایند سازش نماید.
برخی از کارشناسان مسایل خاورمیانه معتقدند اصلا جنگ عراق در راستای تحقق آرمان از نیل تا فرات صورت پذیرفت. اسراییل حتی معتقد است آمریکا توان ایجاد امنیت و ثبات در عراق را ندارد.
اسراییل هم اکنون در عراق بر دو محور حرکت می کند:
1- یهودیان عراقی: البته نه برای ایفای نقش سیاسی زیرا این اقدام حساسیت بسیاری علیه رژیم ایجاد می کند. اینان تنها پل ارتباطی حکومت جدید عراق با اسراییل خواهند بود.
2- محور پنهان: افزایش دست های اطلاعاتی برای تاثیر گذاری در تحولات سیاسی – داخلی عراق.
واقعیت این است که این جنگ به ظاهر آمریکایی – انگلیسی در شرایطی آغاز شد که فرماندهی کل عملیات جنگ را چهره خونسرد "تامی فرانکس" یهودی تبار آمریکایی بر عهده داشت.
قطعه نامه شورای امنیت نیز مبنی بر موظف سازی اشغال گران به حفظ امنیت عراق دست موساد و سیا را در این کشور بازتر کرد. افزایش دیوارهای سیمانی در اطراف بعضی نقاط بغداد و همزمانی آن با دیوار حایل سیمانی رژیم اسراییل در سرزمین اشغالی فلسطین نیز حکایت از نقشه جهت داری می کند.
اسراییل از زمان جنگ نقش های مختلفی در عراق ایفا کرده است از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد: بمباران هوایی زیرساخت های عراق حین جنگ، گسترش فعالیت های موساد بعد جنگ و شعله ور کردن اختلافات نژادی، مذهبی و نفوذ در سیستم امنیتی، اقتصادی و سیاسی عراق. آنان حتی از قاچاق آثار باستانی عراق و غارت کتابخانه یهودی آن نیز کوتاهی نکردند.
روزنامه البیان چاپ امارات در مورد ترور صدها تن از دانشمندان، اساتید و چهره های برجسته عراق می نویسند: "اسراییل سال های قبل آمریکا را به دستگیری این افراد فراخواند و اعلام کرد که این اقدام می تواند خطر عراق را برطرف سازد ... امروز ... ترور این افراد ساده تر شده است."
همچنین به نقل از روزنامه اینترنتی "الحیات" : دستگاه جاسوسی اسراییل با همکاری نیروهای آمریکایی در عراق در جزیره ام الرصاص در نزدیک شهر بصره به منظور ردیابی اقدامات نظامی و امنیتی در عمق خاک ایران، رادارهایی را نصب کرده است. این رادارها در 800 متری بندر خرمشهر روی دکل هایی به ارتفاع 50 متر نصب شده است. این دستگاه ها می توانند بی سیم و تلفن همراه را در عمق 50 کیلومتری ایران ردیابی کنند.
اهداف اقتصادی اسراییل در عراق
بنیامین نتانیاهو وزیر دارایی اسراییل از همان ابتدای اشغال عراق رسما مجوز فعالیت شرکت های اسراییلی در عراق را صادر کرد. درهمین راستا تل آویو قانون صادرات کالا به عراق را اصلاح کرد.
اسراییل اعلام کرده بود که در صدد ایجاد محوری با مشارکت عراق، اردن و دولت خودگردان فلسطین است تا علاوه بر توسعه اقتصادی، زمینه برقرار صلح در خاورمیانه نیز فراهم شود.
اکنون شرکت های اسراییلی بسیاری در عراق فعالند اما برای جلوگیری از حساسیت در افکار عمومی، برخی با نام مستعار فعالیت می کنند.
در کنفرانس " عراق، بازسازی یک ملت" که در سال 2003 با حمایت انگلیس در امان (پایتخت اردن) برگزار شد از میان 400 شرکت غربی و عربی، بیش از 40 درصد از قراردادهای بازسازی عراق به شرکت های اسراییلی و کمترین سهم به کشورهای عربی رسید.
جاسوسی اقتصادی نیز برای جمع آوری اطلاعات و اطلاع از فرصت ها و توانایی های بالقوه و بالفعل این کشور از دیگر فعالیت های اسراییل در عراق است.
قسمت هایی که در بالا مطالعه شد خلاصه ایست از یک فصل کتاب خاورمیانه دو تالیف موسسه فرهنگی مطالعات بین المللی ابرار
درود بر شما
ضمن سپاس از مهسا افشاری بابت عکس های زیبایی که از جشن گرفته بود، عکس های جشن به تدریج آپلود می شه، اگر کماکان به آدرس زیر سر بزنید می تونید فرتور های (تصاویر) بیشتری رو مشاهده کنید:




جشن تیرگان در تیر روز از تیرماه برابر با 13 تیر در گاهشماری ایرانی برگزار می شود. این جشن درگرامی داشت تیشتر (ستاره ی باران آور در فرهنگ ایرانی) است و بنا به سنت در روز تیر (روز سیزدهم) از ماه تیر انجام میپذیرد. در تواریخ سنتی تیرگان روز کمانکشیدن آرش کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز است. همچنین جشن تیرگان به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان بوده است. (آثارالباقیه، فصل نهم، بخش عید تیرگان).
تندیس آرش کمانگیر
در بروجرد
آب پاشی
این جشن در کنار آبها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش ِرو همراه بوده و همچون دیگر جشنهایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شدهاست.
در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیواتیر» منسوب شدهاست.
ابوریحان بیرونی و گردیزی در «زین الاخبار» ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی یعنی «کیخسرو» را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمهای دانستهاند.
جشن تیرگان بجز این روز در نخستین تیر روز از سال یعنی سیزدهم فروردین (سیزدهبدر) و سیزدهم مهرماه (قالیشویان اردهال) نیز برگزار میشود.
ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیینهایی برگزار میکنند که برگرفته و در ادامه جشن تیرگان است.
فال کوزه
یکی دیگر از مراسم این جشن مانند بسیاری از جشنهای ایرانی «فال کوزه»(چکُ دولَه) میباشد. روز قبل از جشن تیرگان، دوشیزهای را برمیگزینند و کوزه سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او میدهند که «دوله» نام دارد، او این ظرف را از آب پاکیزه پر میکند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه آن میاندازد آنگاه «دوله» را نزد همه کسانی که میبرد که آرزویی در دل دارند و میخواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند و آنها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند اینها در آب دوله میاندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد میبرد و در آنجا میگذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه کسانی که در دوله جسمی انداختهاند و نیت و آرزویی داشتنهاند در جایی گرد هم میآیند و دوشیزه، دوله را از زیر درخت به میان جمع میآورد. در این فالگیری بیشتر بانوان شرکت میکنند و سال خوردگان با صدایی بلند به نوبت شعرهایی میخوانند و دختر در پایان هر شعر، دست خود را درون دوله میبرد و یکی از چیزها را بیرون میآورد، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه میشود که شعر خوانده شده مربوط به نیت، خواسته و آرزوی او بودهاست.
دستبند تیر و باد
در آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی، بندی به نام «تیر و باد» که از ? ریسمان به ? رنگ متفاوت بافته شدهاست به دست میبندند و در باد روز از تیرماه (? روز بعد) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد میسپارند تا آرزوها و خواستههایشان را به عنوان پیامرسان به همراه ببرد. این کار با خواندن شعر زیر انجام میشود: تیـر برو باد بیا غـم برو شادی بیا محنت برو روزی بیا خـوشه مرواری بیا
باورهای مردمی
در باورهای مردم، درباره جشن تیرگان دو روایت وجود دارد که روایت نخست همچنان که در بالا گفته شد مربوط به فرشته باران یا تیشتر میباشد و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است: در اوستا، تشتر یشت (تیر یشت)، تیشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه به چهره جوانی پانزده ساله در میآید و در ده روز دوم به چهره گاوی با شاخهای زرین و در ده روز سوم به چهره اسبی سپید و زیبا با گوشهای زرین.
تیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو میرود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، ظاهری ترسناک دارد، روبرو میشود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمیخیزند و تیشتر در این نبرد شکست میخورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد میجوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز میگردد و آبها میتوانند بدون مانعی به مزرعهها و چراگاهها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمیخواستند به این سو و آن سو راند، و بارانهای زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.
روایت دیگر نیز درباره آرش کمانگیر اسطوره و قهرمان ملی ایرانیان است و اینکه میان ایران و توران سالها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان «افراسیاب» و «منوچهر»، شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی میخورد
؛ این رویداد در روز نخست تیر روی میدهد. سپاه ایران در مازندران به تنگنا میافتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در میآیند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان برخیزد میپذیرند که از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کنند هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچیک از دو کشور از آن فراتر نروند؛ تا در این گفتگو بودند، سپندارمذ (ایزدبانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگترین کماندار بود
و به نیروی بیمانندش تیر را دورتر از همه پرتاب میکرد. سپندارمذ به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بستهاست و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. او خود را آماده کرد، برهنه شد، و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و کژیای در وجودم نیست، ولی میدانم چون تیر را از کمان رها کنم همهی نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بیجان بر زمین افتاد
(درود بر روان پاک آرش و روانهای پاک همهی سربازان ایرانی
). هرمز، خدای بزرگ، به فرشتهی باد (وایو) فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان میرفت و از کوه و در و دشت میگذشت تا در کنار رود «جیهون» بر تنهی درخت گردویی که بزرگتر از آن در گیتی نبود؛ نشست.
آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن گرفتند
.
منبع:ویکیپدیا
[16/4/1387- 10:24 ع] فقر
[16/4/1387- 9:29 ع] هبوط
[15/4/1387- 6:39 ع] لحظه حیات
[15/4/1387- 6:10 ع] یافتن
[14/4/1387- 11:12 ع] به بهانه روز قلم
[14/4/1387- 10:43 ع] سیزده خط برای زندگی
[14/4/1387- 12:49 ع] فرشته ها
[14/4/1387- 6:15 ص] معرفی یک کتاب:خلاصه کتاب خاورمیانه 2
[13/4/1387- 7:29 ص] وقتی که آرش مرز ایران را رقم زد
[11/4/1387- 1:22 ص] عکس های جشن
[10/4/1387- 7:45 ع]

